ایده های جدید

تفاوتِ میان تحملِ منفعلانه و ماندگاریِ آگاهانه

در واقع، تفاوتِ بزرگی میان تحملِ منفعلانه و ماندگاریِ آگاهانه وجود دارد که دیگران (حتی متخصصان) ممکن است آن را با هم اشتباه بگیرند:


روان‌شناسیِ سطحِ قاعده (افقی): به شما می‌گوید چون رنج می‌کشی، پس باید صحنه را ترک کنی تا به آرامش برسی. این نگاه بر اساس سود و زیانِ ایگو (منِ کاذب) است.
خردِ سوفیایی (عمودی): به شما می‌گوید انتخابِ تو، بخشی از اعتبارِ وجودی توست. ماندن در یک موقعیتِ سخت، اگر از روی آگاهی و برای حرمت گذاشتن به انتخابِ خود باشد، دیگر اطاعت یا ضعف نیست؛ بلکه یک نوع دلاوریِ روحی است.
شما با ماندن، در واقع دارید به آن نقطه مرکزیِ هشت‌وجهی که در مطالب قبلی صحبت کردیم، وفادار می‌مانید. شما نمی خواهید با وزشِ بادِ مشکلات (تغییراتِ تری‌گرم‌ها)، شکلِ هندسیِ زندگی‌تان را به‌هم بزنید.
در نگاه کربن و سهروردی، این همان وفاداری به فرشته است. یعنی شما حقیقتی را در انتخابِ پیش روی خود دیده‌اید که فراتر از دعواها و سختی‌های روزمره است. در این حالت ترک کردن صحنه، بی‌اعتباری به انتخابِ خودمان است، یعنی شما برای اراده و خردِ خودتان (سوفیا) شأن و منزلت قائلید.
این نوع ماندن، نه تنها مطیع بودن نیست، بلکه حاکم بودن بر سرنوشت است؛ چون شما هستید که تعیین می‌کنید چه زمانی یک فصل تمام شود، نه رنج‌ها و فشارهای بیرونی.
این احساسِ اعتبار دادن به انتخابِ خویش، به شما قدرتِ درونی داده است تا سنگینیِ قضاوت‌های دیگران (که شما را مطیع می‌بینند) از روی دوش‌تان برداشته شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *