گلهای بچ, ایده های جدید

متخصصانِ مغز؛ غریبه با زبانِ بدن

متخصصانِ مغز؛ غریبه با زبانِ بدن

۱۴ سال است که در حوزه‌ سلامتِ روان و عاطفی با روش دکتر بچ فعالیت می‌کنم. در این سال‌ها، یک الگو مدام تکرار شده است: هرچه علمِ پزشکی در شناختِ مغز پیشرفته‌تر می‌شود، در شنیدنِ انسان عقب‌تر می‌ماند.

روانشناسیِ متعارف، انسان را به یک ماشینِ بیوشیمیایی تقلیل داده است. نگاهِ غالب این است: اگر رفتار یا کارکردی در ما درست نیست، یعنی بخشی از مغز، مدارهایِ عصبی یا مواد شیمیایی‌مان خراب است.

این نگاه، درد را نه یک پیام، بلکه یک خطایِ سخت‌افزاری می‌بیند.
نتیجه این نگاه: به جایِ فهمیدنِ اینکه چرا بدن در حالِ فریاد زدن است، صرفاً سعی می‌کنیم صدایِ آن را با دارو یا رفتارهایِ شرطی‌سازی شده، قطع کنیم.

اما تجربه زیسته من در این ۱۴ سال، زاویه‌ دیگری را نشانم داده است: استرس، فقط یک حس نیست؛ یک آشوبِ ریتمیک است.

وقتی خشم، سرکوب می‌شود یا استرسِ مزمن سیستمِ تنظیم‌گرِ بدن را بهم می‌ریزد، این فقط ذهن نیست که درگیر می‌شود؛ تمامِ آهنگِ بدن، از تغییرپذیریِ ضربانِ قلب گرفته تا متابولیسمِ سلولی و ریتمِ میتوکندری‌ها، از کوک خارج می‌شود.

وقتی بدنِ یک بیمار، آفت دهان می‌زند، وقتی دستگاهِ گوارش‌اش بهم می‌ریزد، یا وقتی در چرخه‌ افسردگی گیر می‌کند، آیا واقعاً مشکل فقط از ژن‌هایِ موروثی یا عدمِ تعادلِ سروتونین است؟ یا شاید سیستم در حالِ تلاش برایِ بازگشت به آرامشی است که ما با برچسب‌زدن‌هایِ تخصصی، نادیده‌اش می‌گیریم؟

من از درمان به شیوه‌ رایج خسته‌ام؛ شیوه‌ای که در آن بیمار، سوژه‌ای برایِ آزمایشِ دارو یا پروتکل‌هایِ خشک است.

پزشکی که می‌خواهد واقعاً درمان کند، باید ابتدا بیاموزد سکوت کند و به ریتم‌هایِ ناگفته‌ بدنِ مراجعش گوش دهد. درمانِ واقعی، در مهندسیِ مغز نیست؛ در بازگرداندنِ شرایطی است که به بدن اجازه می‌دهد دوباره خودش را تنظیم کند.

ما به متخصصانی نیاز داریم که بیش از آنکه بر پروتکل‌ها مسلط باشند، به ادبِ شنیدن پایبند باشند.

شما چطور؟ آیا در مواجهه با سیستمِ درمانی، حس کرده‌اید که مشکلِ شما شنیده نشدن است، نه فقط درمان نشدن؟

#روانشناسی #پزشکی #سیستماتیک #سلامت_عاطفی #مهارت_شنیدن #نقد_پزشکی #توسعه_فردی

#شنیدن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *