همافزایی ساختارهای روانی و ارتعاشات عصبی: رویکرد تحلیلی-درمانی
تخصص ما در نقطه تلاقی دو دنیای بزرگ تعریف میشود: روانشناسی تحلیلی یونگ و سیستم گلدرمانی دکتر ادوارد بچ. ما بر این باوریم که انسان یک موجود یکپارچه است؛ جایی که ذهن، روان و جسم در یک رقص مداوم با یکدیگر هستند.
ما چگونه به ریشهها نگاه میکنیم؟
بسیاری از آشفتگیهای روانی و دردهای جسمی، چیزی جز پیامهای ناخودآگاه نیستند. وقتی تعادلی میان منِ فردی (آنچه فکر میکنیم هستیم) و خودِ متعالی (آنچه باید باشیم) برقرار نباشد، سیستم عصبی ما واکنش نشان میدهد.
تخصص ما در این است که:
- آنالیز کهنالگوها و سایهها: شناسایی الگوهای تکرارشوندهای که ریشه در ناخودآگاه دارند و مانع رشد شما میشوند.
- اصلاح وضعیتهای عاطفی: استفاده از ارتعاشات هوشمندانه عصاره های روش بچ برای زدودن گرههای عاطفی که مانند سدی در برابر جریان انرژی شما عمل میکنند.
چرا این رویکرد متفاوت است؟
درمانهای متداول اغلب به دنبال خاموش کردن علائم هستند؛ اما تخصص ما در محور روده-مغز متمرکز است. ما میدانیم که تنشهای روانی انباشته شده، مستقیماً بر سیستم عصبی انتریک (روده) تأثیر میگذارند.
رویکرد ما:
- ریشهیابی: به جای حذف درد، به دنبال علت وجودی آن میگردیم.
- بازگرداندن تعادل ارتعاشی: با انتخاب دقیق عصارههای بچ، به ذهن کمک میکنیم تا از وضعیت واکنشی به وضعیت پاسخدهی آگاهانه تغییر فاز دهد.
- فردیتبخشی: ما به نسخه واحد برای همه اعتقادی نداریم. هر اسانس و هر تحلیل، دقیقاً بر اساس ساختار روانی منحصربهفرد شما انتخاب میشود.
هدف نهایی ما چیست؟
هدف ما در این تخصص، تنها تسکین لحظهای نیست؛ بلکه همراهی شما برای رسیدن به قانون آزادی است. اینکه بتوانید از بند کهنالگوهای منفی رها شوید و به یکپارچگی درونی دست پیدا کنید، جوهره اصلی کاری است که ما انجام میدهیم.
اگر میخواهید بدانید این رویکرد چگونه با وضعیت فعلی شما همخوانی دارد، (دریافت مشاوره اولیه) را کلیک کنید.