ایده های جدید, دسته‌بندی نشده

چرا طرح‌های حمایتی بر پایه گل‌های باخ (بچ) در مدارس و سازمان‌ها به درِ بسته می‌خورند؟

برای مشاوره سازمانها یا مدارس با ترکیب خرد یونگ و دکتر ادوارد بچ در خدمت تون هستم.

هر بار که طرحی به مدارس یا سازمانها دادم، با این پیش‌فرض که من در حال مداخله در امور پزشکی هستم، رد شد. در حالی که حرف من ساده بود: ما به دنبال درمان بیماری نیستیم، ما به دنبال بهبود حال عمومی دانش‌آموزان یا کارمندان هستیم. همان‌طور که یک دمنوش گل‌گاو‌زبان جرم نیست، کمک به یک کودک یا نیروی کاری برای مدیریت استرس امتحان یا کار با عصاره‌های طبیعی هم نباید وارد بروکراسی‌های پیچیده پزشکی شود. هدف من ارائه یک کمک‌اولیه احساسی (Emotional First Aid) بود که متاسفانه پشت درهای بسته ماند.

در این مطلب سعی می کنم به این برسش باسخ بدهم چرا:

چرا طرح‌های حمایتی بر پایه گل‌های باخ (بچ) در مدارس و سازمان‌ها به درِ بسته می‌خورند؟

بسیاری از ما وقتی از عصاره‌های گل باخ (بچ) صحبت می‌کنیم، نهادهای رسمی بلافاصله گارد دفاعی می‌گیرند. اما ریشه این بی‌اتفاقی و درهای بسته در یک سوءتفاهم بزرگ نهفته است: اشتباه گرفتنِ درمان پزشکی با بهبود حال عمومی.

در تمام طرح‌هایی که به مدارس و سازمان روان‌شناسی ارائه دادم، با دیواری از قوانین مواجه شدم که این روش را با طبابت یا روان‌پزشکی مقایسه می‌کردند. اما حقیقت این است که پیشنهاد من هرگز ورود به حوزه درمانِ بیماری‌های سخت روان‌پزشکی نبوده است.

۱. تمرکز بر بهبود حال عمومی (Well-being) نه درمان (Cure)

مشکل اینجا بود که نهادهای نظارتی نگران تداخل با پروتکل‌های پزشکی بودند. در حالی که هدف ما در مدرسه یا محیط کار، دقیقاً شبیه به پیشنهاد دادنِ یک فنجان دمنوش گیاهی آرام‌بخش به فردی است که روز سختی داشته است؛ با این تفاوت که این روش، دارای دقت، کدگذاری و تخصص بسیار بالاتری است.

۲. مدیریت استرس، نه مداخله پزشکی

ما در مدرسه یا سازمان به دنبال جایگزینی برای داروهای اعصاب نیستیم. هدف ما کمک به دانش‌آموزیا کارمندی است که:

  • هنگام امتحان یا رو به رو شدن با مساله تازه دچار اضطراب لحظه‌ای می‌شود.
  • به دلیل جابجایی مدرسه یا بهم خوردن ریتم زندگی به خاطر مشکلات ، احساس غربت و بی‌قراری می‌کند.
  • در مدیریت خشم و تعامل با همسالانش یا همکارانش نیاز به یک حمایت‌گر طبیعی دارد.

۳. چرا این طرح‌ها مسکوت می‌مانند؟

علت اصلی این بی‌اتفاقی، ترس از چالش با ساختارهای موجود است. همان‌طور که در نامه رز تاد دیدیم، سیستم‌های رسمی بریتانیا هم ترجیح می‌دهند این روش را به حال خود رها کنند تا مجبور به قانون‌گذاری‌های پیچیده نشوند. در ایران نیز، مدارس و سازمان‌ها از هر چیزی که برچسب ناشناخته داشته باشد واهمه دارند، چرا که نمی‌خواهند وارد چالش‌های حقوقی یا علمی با انجمن‌های پزشکی شوند.

نتیجه‌گیری: من آموخته‌ام که برای عبور از این درهای بسته، نباید از واژه‌های درماناستفاده کرد. ما درباره تسهیل‌گری احساسی صحبت می‌کنیم. هدف ما این است که لایه ضعیفی از تنش را از روی روان دانش‌آموز یا کارمند برداریم تا خودِ فرد بتواند با تکیه بر توانایی‌هایش، مسیر رشد را طی کند. این یک کمک‌اولیه احساسی است، نه یک نسخه پزشکی؛ و ای کاش روزی برسد که سیستم آموزشی ما اهمیت یک حالِ خوب را کمتر از یک نمره عالی نداند.

مریم مرادی: بژوهشگر و درمانگر روش درمانی باخ (بچ) ، یونگ

برای رزرو کردن وقت مشاوره می توانید با ایمیل داده شده مکاتبه کنید یا از این دکمه استفاده کنید

#دیتای_احساسی #سلامت_روانی #طب_مکمل #روانکاوی_سوماتیک #آرامش_درون #مدیریت_استرس #درمان_طبیعی

NaturalRemedies #StressManagement #HolisticHealth #EmotionalWellbeing#

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *