والد بدرفتار/سوءاستفادهگر و یک والد منفعل/درمانده از دیدگاه تحلیل رفتار متقابل
تحلیل از دریچه تحلیل رفتار متقابل (TA)
وقتی فرزندی در اتمسفر سنگینِ یک والد بدرفتار/سوءاستفادهگر و یک والد منفعل/درمانده رشد میکند، ساختار منِ کودک (Child Ego State) در روان او دچار یک گسست دفاعی میشود. این ترکیب والدینی، وجوه مختلف کودک درون را به سه شکل کاملاً متمایز بازسازی میکند:
در چنین خانهای، فضای امنی برای رشد طبیعی وجود ندارد، بنابراین توزیع این بخشها در روان فرزند به این شکل درمیآید:
۱. سرکوبِ کودک طبیعی یا آزاد (The Frozen Free Child)
در خانهای که فضای آن با پیشبینیناپذیری، خشم یا انفعال مسموم شده است، اولین قربانی، کودک طبیعی است. خودانگیختگی، کنجکاوی، خلاقیت و ابرازِ خالصانه و بدون سانسورِ احساسات (مثل گریه بلند یا شادی پرشور) در این محیط خطرناک است. در نتیجه، این بخش اصیل از روان به سرعت سرکوب و قفل میشود؛ چون کودک یاد میگیرد که برای زنده ماندن باید مدام محیط را رصد کند و مجالی برای خودِ واقعی بودن ندارد.
۲. شکلگیری کودک مطیع یا سازگار (The Hyper-Adapted Child)
این همان استراتژی اصلی برای بقاست. کودک برای اینکه از ترکشهای والد بدرفتار در امان بماند و بارِ والد منفعل را هم به دوش بکشد، به یک کودک بیشازحد سازگار تبدیل میشود.
- در برابر والد بدرفتار: او نقش یک موجود بیسروصدا، مطیع، کامل و بینقص را بازی میکند تا خشم والد را برانگیخته نکند. او یاد میگیرد خواستههای خود را کاملاً سانسور کند.
- در برابر والد منفعل: او ممکن است نقش حمایتگر یا ناجی را بازی کند (حامی والدِ درمانده خود شود).
- پیامد در بزرگسالی: این کودک در بزرگسالی تبدیل به فردی مهرطلب، باجده، بهشدت نگرانِ قضاوت دیگران و تاییدطلب میشود که انگار هرگز حق ندارد برای خودش زندگی کند.
۳. طغیانِ کودک سرکش یا لجباز (The Rebellious Child)
گاهی مکانیزم دفاعی فرزند به سمت عصیان میرود. وقتی فشار و بیعدالتی والد بدرفتار و بیعرضگی والد منفعل از حد تحمل کودک فراتر میرود، کودک سرکش درون او فعال میشود.
- پویایی در خانه: این لجبازی و سرکشی، در واقع یک فریاد ناخودآگاه برای دیدهشدن و اعلام وجود است. کودک ترجیح میدهد توجه منفی (دعوا و تنبیه شدن) دریافت کند تا اینکه اصلاً دیده نشود.
- پیامد در بزرگسالی: این حالت در بزرگسالی به صورت الگوهای رفتار منفعل-پرخاشگر (Passive-Aggressive)، لجبازیهای پنهان در رابطه عاطفی، و مخالفت ساختاری با هرگونه مرجع قدرت و قانون خود را نشان میدهد.
۴. فعال شدن پروفسور کوچولو در نقشِ دیدهبان
کودک در این خانه ناچار است خیلی زودتر از سنش بزرگ شود. پروفسور کوچولو(همان بخش باهوش و سیاستمدار کودک) مدام در حال تحلیل اتمسفر خانه است: الان بابا عصبانیه؟ لحن صدای مامان نشونه چیه؟ چطور رفتار کنم که امشب دعوا نشه؟ او یاد میگیرد آدمها را بو بکشد و رفتارهایشان را پیشبینی کند تا گلیم خودش را از آب بیرون بکشد.