مطالب یونگی, گلهای بچ

یک والد بدرفتار/سوءاستفاده‌گر و یک والد منفعل/درمانده از دیدگاه یونگی

وقتی سناریوی سنگینِ یک والد بدرفتار/سوءاستفاده‌گر و یک والد منفعل/درمانده را از عینک روان‌شناسی تحلیلی کارل گوستاو یونگ نگاه می‌کنیم، دیگر با رفتارهای ساده سر و کار نداریم؛ بلکه وارد لایه‌های زیرین زمینیِ روان یعنی قلمروی عقده‌ها (Complexes) و سایه (Shadow) می‌شویم.

در این محیط، روان کودک برای دوام آوردن، ساختار درونی خود را به این شکل بازآفرینی می‌کند:

تحلیل سناریو از دریچه روان‌شناسی تحلیلی یونگ
در رویکرد یونگی، محتوای سرکوب‌شده روان که با منِ آگاه (ایگو) سازگار نیستند، به سایه رانده می‌شوند و حول محور یک ضربه عاطفی، منظومه‌های انرژی قدرتمندی به نام عقده را می‌سازند. در این سناریوی خاص، دو عقده اصلی و دو نیمه تاریک در سایه شکل می‌گیرد:

۱. شکل‌گیری عقده والد بدرفتار / آزارگر (The Abuser Complex)
کودک، تصویر والد بدرفتار و سوءاستفاده‌گر را در درون خود درونی‌سازی (اینتروجکت) می‌کند. این تصویر به یک عقده قدرتمند، سرزنش‌گر و بی‌رحم در ناخودآگاه تبدیل می‌شود.

تجلی در بزرگسالی: این عقده در بزرگسالی به دو شکل عمل می‌کند؛

  • یا به صورت یک منتقد درونیِ منجمدکننده مدام فرد را درونی شلاق می‌زند و به او می‌گوید که ناقص و مقصر است،
  • یا در شرایط بحرانی، ناگهان ایگوی فرد را تسخیر کرده و او را به فردی پرخاشگر، کنترل‌کننده و آسیب‌رسان (شبیه به همان والد) تبدیل می‌کند.

۲. شکل‌گیری عقده والد منفعل / قربانی (The Victim Complex)
تصویر والد درمانده، ضعیف و منفعل نیز در روان فرزند رسوب می‌کند و عقده قربانی را می‌سازد. کودک رنج کشیدن، بی‌دفاع بودن و تسلیم شدن این والد را تماشا کرده و با آن همذات‌پنداری می‌کند.

تجلی در بزرگسالی: این عقده باعث می‌شود فرد در بزرگسالی به‌طور ناخودآگاه جذب روابطی شود که در آن‌ها مورد سوءاستفاده قرار گیرد، نقش قربانی را بازی کند و احساس کند هیچ قدرت و کنترلی روی سرنوشت خود ندارد.

۳. رانده شدن قدرت و قاطعیت به سایه (The Shadow of Power)
از آنجا که در این خانه، قدرت با بی‌رحمی و بدرفتاری (والد آزارگر) و امنیت با مظلومیت و انفعال (والد درمانده) گره خورده است، کودک هرگونه قاطعیت، ابراز وجود، خشم سالم و توانایی مرزبندی را به عنوان رفتاری شرورانه تلقی کرده و آن‌ها را به اعماق سایه می‌فرستد.

نتیجه: فرد در بزرگسالی از خشم و قدرتِ خود می‌ترسد، نمی‌تواند نه بگوید و مرزهایش مدام لگدمال می‌شود، چون قدرت را مترادف با بد بودن می‌داند.

۴. شکل‌گیری پرسونای کودک کامل (The Perfect Child Persona)
برای پنهان کردن این آشوب درونی و در امان ماندن از صدمات، فرد یک پرسونا (نقاب اجتماعی) بسیار ضخیم، آرام، مطیع و بی‌نقص می‌سازد. او در ظاهر همه‌چیز را آرام و تحت کنترل نشان می‌دهد، در حالی که در پشت این ویترین شکیل، سایه‌ای انباشته از خشم فروخورده، حسادت و میل به عصیان در حال غلیان است.

پل ارتباطی به طب فرکانسی بچ:
این گسستِ یونگی، دقیقاً همان‌جایی است که آشفتگی فرکانسی ایجاد می‌کند.

  • عقده والد آزارگر که درونی شده و فرد را سرزنش می‌کند، نیاز به فرکانس عصاره Pine (احساس گناه و خودسرزنش‌گری) دارد.
  • نقابِ پرسونایی که درد را پشت لبخند پنهان می‌کند تا خانه به‌هم نریزد، با Agrimony درمان می‌شود،
  • و آن بخش از سایه که قاطعیت را دفع کرده و فرد را منفعل نگه داشته، با فرکانس Centaury به تعادل می‌رسد تا فرد بتواند قدرت درونی و مرزبندی سالم را دوباره پس بگیرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *