روانکاوی- ناخودآگاه

آیا در حالِ ساختنِ شریکِ زندگی هستید یا یک نسخه‌ شخصی‌سازی‌شده از خودتان؟

بسیاری از ما در روابط عاطفی‌مان، ناخودآگاه درگیرِ نقشِ مجسمه‌ساز می‌شویم. مردی که سعی دارد شریکِ زندگی‌اش را مطابق با استانداردهایِ ذهنی‌اش تغییر دهد، یا زنی که تلاش می‌کند مردِ زندگی‌اش را به قالبی که در ذهن دارد ریخته‌گری کند.

اما آیا تا به حال از خود پرسیده‌ایم: هدفِ نهاییِ این اصلاح‌گری چیست؟

روان‌شناسیِ عمیق به ما هشدار می‌دهد که این میل، اغلب نه ریشه در بهبودِ دیگری، که ریشه در نیاز به امنیتِ ایگو دارد. وقتی کسی را همان‌طور که هست می‌پذیریم، با دیگریِ اصیل روبه‌رو شده‌ایم؛ کسی که مستقل است، غیرقابل‌پیش‌بینی است و می‌تواند ما را به چالش بکشد. اما وقتی سعی می‌کنیم او را ایده‌آل‌سازی کنیم، در واقع داریم یک بازتاب از نیازها، ترس‌ها و کمبودهایِ درونیِ خودمان را می‌سازیم.

چرا این کار خطرناک است؟
۱. کشتنِ اصالت: رابطه با کسی که به دستِ ما ساخته شده، در واقع رابطه با خویشتنِ تحریف‌شده است، نه یک انسانِ زنده و مستقل.
۲. فرار از رشدِ فردی: تلاش برای کنترلِ دیگری، مکانیسمی برای فرار از مواجهه با نیمه‌ تاریکِ خودمان است. به‌جای اینکه خودمان را به تعالی برسانیم (Individuation)، تمامِ انرژیِ روانی‌مان را صرفِ ویرایشِ او می‌کنیم.

راهکار چیست؟
به جای آفرینشگریِ کنترل‌گرانه، به مشاهده‌گری روی بیاوریم. اجازه دهیم شریکِ زندگی‌مان او باشد، نه آنچه ما می‌خواهیم. عشقِ بالغانه، به معنایِ پذیرشِ این حقیقتِ تلخ و شیرین است که دیگری، هرگز داراییِ ما نیست و هیچ‌وقت نباید طبقِ نقشه‌ ما ساخته شود.

فکر نمی‌کنید که زمانِ آن رسیده که دست از تغییرِ دیگری برداریم و پروژه‌ اصلاحِ خود را جایگزین کنیم؟

#روابط_عاطفی #روانشناسی #توسعه_فردی #عشق #بلوغ_عاطفی #خودشناسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *