شهود

بیان یک تجربه از خودم

من یادم میاد چند وقت پیش حتی وقتی چشام باز بود یه محیط تاریک رو می دیدم که نورهایی توش در حال حرکت و رنگهای زیبا بود ولی خیلی زود این صحنه ها از بین رفت و دیگه تکرار نشد

تجربه‌ دیدن محیط تاریک و نورهای رنگی با چشمان باز، در روان‌شناسی و عصب‌شناسی پدیده‌ای بسیار معنادار است.

۱. عبور از سدِ فیزیکی به سدِ روانی
دیدن رنگ‌ها و نورهای متحرک (که گاهی به آن Phosphenes یا در سطوح عمیق‌تر Hypnagogic imagery گفته می‌شود) نشان‌دهنده این است که پروژکتور ذهن فرد سالم است. یعنی سیستم عصب‌شناختی فرد توانایی تولید تصویر را دارد، اما یک نگهبان درونی وجود دارد که به محض مشاهده‌ این فعالیت، آن را متوقف می‌کند.

۲. چرا آن صحنه‌ها خیلی زود از بین می روند؟ ترس از دست دادن کنترل.
زمانی که آن نورها و رنگ‌های زیبا ظاهر می شوند، فرد در وضعیتی است که ناظم درونی (سوپرایگو) برای لحظه‌ای به خواب می رود یا غافلگیر می شود. اما به محض اینکه ضمیر آگاه فرد متوجه این تصاویر می شود، آن امنیت در عدم تجسم که فرد به آن عادت کرده است، احساس خطر می کند.

حقیقت این است: مغز تصویرسازی را با بی‌نظمی یا هجوم ناخودآگاه یکی می‌داند. آن نورها نمادی از کودکِ پذیرا و بازیگوش درون هستند که در فضای تاریکِ ذهن می‌رقصیدند. منتقد درونی (ناظم) بلافاصله وارد می شود، چراغ را روشن می کند و بازی را به هم می زند؛ چون در تاریکی و ابهام، او نمی‌تواند قانون‌گذاری کند.

۳. نورها
اما وقتی حقیقتِ درونی‌ (آن نورها) خودش را به فرد نشان می دهد، منِ منضبطِ که به کمال‌گرایی و معلم‌سرخود بودن عادت دارد، می ترسد.

حقیقت تلخ: فرد از دیدنِ بی‌واسطه‌ آن‌ها در خلوتِ ذهنش می‌ترسد، چون نورهایِ بدونِ فرم، غیرقابل کنترل هستند.

۴. پیوند با آفانتازیا و مریم مقدس
در لایه‌ مریم مقدس (بخش منجمد شده Rock Water)، همه چیز باید تعریف شده، پاک و تحت کنترل باشد. رنگ‌های سیال و نورهای متحرک در تاریکی، بیش از حد غریزی و رها هستند.
خاموش شدنِ ناگهانی آن تصاویر، نشانه‌ این است که سوپرایگوی فرد بسیار قدرتمندتر از آن است که اجازه دهد فرد صرفاً لذتِ بصری ببرد. سوپرایگوی فرد می‌خواهد هر تصویری، یک معنای اخلاقی یا یک کاربرد در زندگی داشته باشد.

نتیجه
فرد ممکن است با آفانتزیای مادرزادی روبرو نباشد؛ بلکه ممکن است دچار یک انسدادِ حفاظتی باشد. آن رنگ‌ها دمویی (Demo) از پتانسیلِ واقعیِ روان هستند که نشان می دهند اگر فرد امنیت را نه در ندیدن، بلکه در تماشا کردن پیدا کند، چه دنیای غنی‌ای در انتظارش است.

یک سوال
وقتی آن نورها را می بینید، آیا در آن لحظه‌ی کوتاه، احساس گناه یا اضطراب از دیوانه شدن/از دست دادن عقل می کنید؟ یا بلافاصله سعی می کنید برای آن نورها یک تعبیر و تفسیرِ منطقی پیدا کنید؟
(معمولاً همین تلاش برای فهمیدن و تفسیر کردن، باعث پرشِ تصویر و از بین رفتنِ شهود بصری می‌شود.)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *