پیوند عمیقی بین تریگرم تویی (Tui) و مفهوم تویی (Thou) در فلسفه من و تو (اثر مارتین بوبر)
پیوند عمیقی بین تریگرم تویی (Tui) و مفهوم تویی (Thou) در فلسفه من و تو (اثر مارتین بوبر) وجود دارد. در واقع، منطق ئیچینگ در اینجا از حد یک سمبل فراتر رفته و به مرزهای روانشناسیِ رابطه و فلسفه سوبژکتیویته میرسد.
۱. دریاچه (Tui) به مثابه آینه
تریگرم تویی نماد دریاچه است. خاصیت دریاچه این است که آسمان را در خود منعکس میکند. وقتی تو در برابر دیگری قرار میگیری، اگر مثل دریاچه پذیرا (Open) باشی، مرز بین سوژه (من) و ابژه (او) کمرنگ میشود. در این حالت، دیگری دیگر یک شیء برای مطالعه یا استفاده نیست، بلکه انعکاسی از خودِ توست.
۲. از من-آن به من-تو
در فلسفه، وقتی به دیگری به عنوان ابژه (Object) نگاه میکنیم، در واقع در لایه خطوطِ ثابت و سخت هستیم. اما تریگرم تویی (☱) یک خطِ بریده (یین) در بالا دارد. این خطِ باز و شکسته، یعنی: من زرهِ خود را باز کردهام. من اجازه میدهم تو بر من اثر بگذاری. اینجاست که، جدایی از بین میرود و ارتباط از نوع ارتباطِ وجودی میشود.
۳. شادی (Joy) محصولِ یگانگی است
در ئیچینگ، معنای شادی در تویی، خندیدنِ سطحی نیست؛ بلکه شادیِ ناشی از پیوند است. وقتی سدِ بین سوژه و ابژه میشکند، انرژی بین دو طرف جاری میشود. در مثالِ زن و مرد، تا زمانی که زن به مرد به چشم یک ابژه (کسی که باید اصلاح شود یا مادری شود) نگاه میکند، جدایی پابرجاست. اما وقتی او را به عنوان یک سوژه مستقل (یک تو) میپذیرد، تضادها به جای جنگ، به رقص درمیآیند.
نکته جالب
در زبان چینی، واژه تویی همزمان به معنای تبادل و گفتگو هم هست. این یعنی سوژه و ابژه تنها زمانی یکی میشوند که کلام و ارتباط صادقانه (بدون نقاب) جریان داشته باشد.
آیا حس میکنید در روابطتان، بیشتر در لایه آسمان (منِ مقتدر و جدا) هستی یا لایه دریاچه (منِ پذیرا و آینهوار) هستید؟ کدام یک برایتان چالشبرانگیزتر است؟ لطفا در کامنت ها برایم بنویسید
اگر در مرحله تفکر باشید جدایی دارید و اگر در مرحله احساس باشید وصل دارید ولی هیچ کدام بدون آگاهی درست نیست و باعث از بین رفتن مرزها خواهد شد.