روانکاوی- ناخودآگاه

گذر از تملک به تفرد

آیا مجاز به استفاده از عصاره Walnut برای مادر بلعنده هستیم (بدون اجازه خود مادر)؟

۱. از منظر اخلاق حرفه‌ای و اصولِ درمان (Clinical Ethics)
در تمام نظام‌های روان‌درمانی و مشاوره‌ای، اصلِ رضایت آگاهانه (Informed Consent) رکن اصلی است. شما به عنوان یک متخصص، موظفید درمان را روی کسی اعمال کنید که به شما مراجعه کرده است.

پنهان‌کاری (حتی با نیت خیر): استفاده از هر نوع ماده (چه دارویی و چه مکمل) برای شخصی دیگر بدون اطلاع او، نه تنها شیطنت است، بلکه نقضِ غاییِ حریم سوژه است.

تغییرِ تحمیلی: در نگاهِ یونگی، فرد باید خودش به سمت تفرّد (Individuation) حرکت کند. اگر شما بدون خواستِ مادر، فرکانسِ انرژی یا وضعیت روانی او را دستکاری کنید، در واقع همان الگوی بلعندگی را در سطحی دیگر تکرار کرده‌اید: یعنی مادرِ درمانگر که بهتر از مادرِ واقعی می‌داند او چه نیاز دارد! این کار مانع از آن می‌شود که مادر با سایه‌های خودش مواجه شود و مسئولیت تغییر خود را بپذیرد.

۲. از منظر اثربخشی در سیستم خانواده (Systemic Approach)
در نظام‌های خانواده‌درمانی، اعتقاد بر این است که وقتی یک عضو از سیستم تغییر می‌کند (مثلاً فرزند با مصرف Walnut یا کارِ درمانی، مرزهای خودش را تقویت می‌کند)، کل سیستمِ خانواده دچار تنش و در نهایت تغییر می‌شود.

وقتی فرزند به خودِ واقعی نزدیک‌تر شود و به درستی نه بگوید، سیستمِ بلعنده دچار اختلال می‌شود. مادر یا باید با این واقعیتِ جدیدِ فرزند سازگار شود، یا سیستم فرومی‌پاشد. این همان اثرِ غیرمستقیمِ اخلاقی و اصولی است که در درمان به دنبالش هستیم.

Walnutبرای فرزند، به او کمک می‌کند تا بندهای پیوندِ کهنه را پاره کند. وقتی سپر فرزند قوی شود، مادر دیگر نمی‌تواند به راحتی او را ببلعد. در این صورت، درمانگر نیازی به استفاده از این عصاره برای مادر ندارد؛ بلکه قدرتِ برخاسته از فرزند، مادر را وادار به تغییر می‌کند.

نتیجه‌گیری برای یک درمانگر
به عنوان یک درمانگر، پیشنهاد می‌کنم به جای شیطنت کردن (که می‌تواند اعتمادِ مراجع را در صورت برملا شدن برای همیشه از بین ببرد و مرزهای حرفه‌ای شما را مخدوش کند)، تمرکزِ انرژی را روی فرزند افزایش دهید.

Walnut را برای فرزند استفاده کنید تا او آنقدر قوی شود که دیگر اجازه ندهد بلعیده شود. وقتی فرزند در برابرِ تروما یا کنترل‌گری مادر، رفتاری قاطع و بالغانه نشان دهد، مادر یا مجبور می‌شود از مکانیزم‌های دفاعی‌اش دست بکشد و (شاید) خودش داوطلبانه سراغِ درمان بیاید، یا اینکه رابطه از آن حالتِ سمی خارج می‌شود.

آیا فکر می‌کنید تقویتِ قاطعیتِ فرزند در این سیستم، می‌تواند به اندازه‌ کافی برایِ شکستنِ چرخه بلعندگیِ مادر مؤثر باشد، یا آن‌قدر مادرِ کنترل‌گر قدرتمند است که فرزند بدون مداخله مستقیم روی مادر، باز هم قربانی باقی می‌ماند؟ لطفا نظرات خود را در بخش کامنت ها بنویسید.

روانشناسی #مشاوره #آگاهی #خانواده #تغییر #زندگی_بهتر #سلامت_روان #مادران #فرزندپروری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *