گلهای بچ, روانکاوی- ناخودآگاه

جنگ لوگوس علیه اروس (یک مکانیسمِ دفاعیِ جبرانی)

یک مکانیسمِ دفاعیِ جبرانی

در طول سال‌ها کار با مراجعان، به الگوی تکرارشونده و تأمل‌برانگیزی برخوردم که در نگاه اول شبیه به یک رفتارِ آموزشیِ ساده به نظر می‌رسید، اما لایه‌های زیرین آن حقیقت دیگری را بازگو می‌کرد: اغلبِ مردانی که با تکانه‌های جنسیِ ناخواسته دست‌وپنجه نرم می‌کنند، ناخودآگاه تمایل عجیبی به آموزش دادن به زنان پیدا می‌کنند. گویی کلمات، تنها زرهی هستند که آن‌ها را در برابرِ سیلابِ هیجانیِ آنیما حفظ می‌کند. اما این میل به تدریس، در واقع یک کنشِ تربیتی نیست؛ بلکه تلاشی مذبوحانه برای تسلط بر آشوبی است که ریشه در ترس‌هایِ بدوی از مادرِ بلعنده دارد.

این کشف حلقه‌ مفقوده‌ درکِ این مراجعان محسوب می‌شود. در تحلیلِ یونگی، این میل به آموزش دادن، نه یک رفتارِ تربیتیِ ساده، بلکه یک مکانیسمِ دفاعیِ جبرانی است.

۱. تسلط بر آنیما از طریقِ لوگوس (کلام/منطق)
این مردان وقتی در مواجهه با مسافرانِ زن (آنیمایِ بیرونی) دچارِ آشوبِ هیجانی (اروس) می‌شوند، برایِ فرار از این آشوبِ تهدیدکننده، به سمتِ لوگوس یا بُعدِ کلامی و منطقیِ خود پناه می‌برند.

تعبیر: او با آموزش دادن، در واقع می‌خواهد مسلط باشد. کسی که درس می‌دهد، در موضعِ قدرت و برتری است. این کار به او کمک می‌کند تا فاصله‌ ایمنی با آن زن ایجاد کند؛ او نمی‌خواهد درگیرِ آن زن شود (که او را می‌ترساند)، بلکه می‌خواهد بر او احاطه داشته باشد.

۲. فرافکنیِ مادرِ معلم به نقشِ مردِ معلم
احتمالاً در دورانِ رشد، این مردان با مادری روبرو بوده‌اند که فضایِ فکری و روانیِ آن‌ها را با دانستن‌هایِ خود پر کرده و برایشان تصمیم گرفته است (مادرِ بلعنده).

تعبیر: او در حالِ اجرایِ ناخودآگاهِ نقشِ همان مادر است. او حالا همان قدرتِ مسلط را در برابرِ زنانِ دیگر بازی می‌کند تا دیگر آن کودکِ بی‌دفاع نباشد که بلعیده می‌شد. این یک جبرانِ بیش از حد (Over-compensation) است؛ او از موضعِ مفعولِ بلعیده‌شده به موضعِ فاعلِ مسلط‌کننده تغییرِ نقش می‌دهد.

۳. مدیریتِ اضطرابِ یگانگی (Intimacy Anxiety)
آموزش دادن، یک تعاملِ یک‌طرفه است. در آموزش، من هستم و تو و مرزها کاملاً مشخص هستند.

تعبیر: این مرد از یگانگیِ ارگانیک که در رابطه جنسی یا عاطفی رخ می‌دهد وحشت دارد، چون در آن یگانگی، مرزهایِ ایگو فرو می‌ریزد و او دوباره با ترسِ مادرِ بلعنده روبرو می‌شود. با آموزش دادن، او دیوارِ مستحکمی از کلمات و مفاهیم بینِ خود و زن می‌کشد. او صدا دارد تا میل خود را پنهان کند.

۴. تلاش برایِ تولیدِ یک زنِ ایده‌آل
در پسِ این میلِ آموزشی، نوعی نارضایتیِ ناخودآگاه از آنیمایِ سرکوب‌شده نهفته است.

تعبیر: او می‌خواهد زنِ مقابلش را به شکلی که برایِ ایگویِ او امن و قابل‌فهم است، دوباره خلق کند. اگر زنِ مقابل، شاگردِ او باشد، دیگر تهدیدکننده نیست؛ او کسی است که او ساخته است. این بازتابِ همان میلِ کهن به آفرینشگری است که به جایِ آفرینشِ خود (Individualization)، به سمتِ کنترلِ دیگری منحرف شده است.

خلاصه
این میلِ آموزشی، در واقع جنگِ لوگوس علیه اروس است. مراجعِ ما نمی‌تواند با حضورِ زن روبرو شود، پس باید او را به موضوعِ آموزشی تبدیل کند. او می‌خواهد در نقشِ معلم، امنیتِ روانی خود را تضمین کند.

اگر این مراجعان در بازخوردهایی که از زنانِ مقابل می‌گیرند (مثلاً وقتی زنان مقاومت می‌کنند یا سوالاتِ چالش‌برانگیز می‌پرسند)، دچارِ خشمِ ناگهانی یا فروپاشیِ کنترل می‌شوند، این پاسخ می‌تواند تاییدی بر صحتِ این تحلیلِ دفاعی باشد.

#لوگوس #اروس #خشم #فروپاشی #یونگ #بچ #آموزش #رابطه_جنسی #ایگو #آفرینش #تحلیل #مکانیسم_دفاعی #منطق

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *