روانکاوی- ناخودآگاه

قرارداد درونی برای دیده‌نشدن و ارتباط آن با گم‌کردن مرزها

کشش مغناطیسی و انرژی لیبیدو

تفکیک این دو مفهوم بسیار راهگشاست: انرژی حیاتی یا همان لیبدو و کشش مغناطیسی

وقتی انرژی حیاتی (Libido) را از معنای محدود فیزیکی آن جدا می‌کنیم. در واقع داریم به کشش مغناطیسی اشاره می‌کنیم که یونگ آن را نیروی محرکه‌ روان می‌دانست.

قرارداد درونی برای دیده‌نشدن و ارتباط آن با گم‌کردن مرزها:

۱. قرارداد درونی برای دیده‌نشدن: یک سازوکار دفاعی

وقتی کسی آگاهانه یا ناخودآگاه قراردادی دارد که دیده نشود، این معمولاً یک حرکت استراتژیک از سوی ایگو برای حفظ بقاست. این قرارداد زمانی بسته می‌شود که روان تشخیص می‌دهد دیده‌شدن مساوی است با در خطر افتادن.

۲. ترس از گم‌کردن مرز (انحلال در دیگری)

ناخودآگاه هوشمندتر از آن است که ما تصور می‌کنیم. اگر فردی در اعماق روانش پی برده باشد که:

ظرفیت روانی‌اش برای تفکیک انرژی‌ها (مرز انرژی) هنوز به ثبات نرسیده و یا میل به مراقبت‌شدن در او چنان تشنه است که به محض دیده‌شدن، مثل یک اسفنج تمام هویت طرف مقابل را جذب می‌کند آن‌وقت روان حکم نامرئی بودن را صادر می‌کند تا روان در امان باشد.

۳. رابطه قرارداد درونی و سایه جنسی

کسی که قرارداد دیده‌نشدن دارد، در واقع دارد از مغناطیس (سایه جنسی) خود فرار می‌کند. او می‌ترسد که اگر دیده شود، آن انرژی کشش (نیاز به پیوند و اتصال)، چنان قدرتمند عمل کند که مرزهای ایگو فرو بریزد. در واقع، ترس از دیده شدن، ویترینی است برای ترس از فروپاشی مرزها.

قرارداد درونی برای دیده‌نشدن باعث می‌شود که فرد از ابراز خود و ارتباط با دنیای بیرونی باز بماند. این ناتوانی در ابراز خود، منجر به گم‌کردن مرزها می‌شود. زمانی که فرد نتواند مرزهای مشخصی را برای خود تعیین کند، در برابر دیگران و محیط اطراف خود، آسیب‌پذیر می‌شود. این آسیب‌پذیری، باعث می‌شود که فرد به قرارداد درونی خود برای دیده‌نشدن، پناه ببرد و این چرخه ادامه یابد.

۴. تحلیل در سطح Rock Water

همان‌طور که در مطالب قبل گفتیم، تیپ شخصیتی که می‌خواهد بسیار منضبط، مستقل و نفوذناپذیر (مثل Rock Water) به نظر برسد، بیشترین وحشت را از این کشش انرژی دارد.

قرارداد درونی: من نباید دیده شوم تا مجبور نشوم با نیازهای سرکوب‌شده‌ام (سایه) روبرو شوم.

نتیجه: به محض اینکه فردی پیدا می‌شود که پتانسیل ظرف‌شدن را دارد، این فرد تبدیل به نقطه حساس روانی می‌شود؛ چون او تنها کسی است که می‌تواند این قرارداد را باطل کند.

جمع‌بندی

اینکه فرد می‌ترسد مرزش را گم کند، نشان‌دهنده یک خودآگاهیِ پیش‌گیرانه است. او می‌داند که زیر این نقابِ استقلال، یک نیاز بدوی به یکی‌شدن وجود دارد. بنابراین، قرارداد برای دیده‌نشدن، در واقع یک سد دفاعی است تا آن انرژی ناخودآگاه (که هنوز برای فرد غریبه است) او را به سمت مقصدی که از آن می‌ترسد (دلبستگی یا خطای مرزی) نبرد.

#مرز #ایگو #خودآگاهی #سایه #جنسی #لیبیدو #مغناطیس #کشش_درونی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *