ایده های عرفانی

چالش برانگیزترین نقطه رابطه استادی شاگردی در مسیر سلوک

دون‌خوان معتقد بود چون کارلوس تحقیر نشده نمی تواند لایت کدهای خود یا همان آگاهی‌اش را باز کند. این مساله در سنت‌های باستانی تحت عنوان درهم‌شکستن ایگو شناخته می‌شود. اما مرز باریکی بین بیدار کردن آگاهی و ایجاد ترومای روانی وجود دارد.

بیایید این موضوع را از سه منظر بررسی کنیم:

۱. اشتباه راهبردی: تروما به‌جای آگاهی
در روان‌شناسی مدرن، ما می‌دانیم که اگر سیستم عصبی فرد در وضعیت امنیت نباشد، هرگونه فشار بیرونی (مثل تحقیر) به جای اینکه فرد را به سمت نئوکورتکس و آگاهی هدایت کند، او را به اعماق ساقه مغز و وضعیت من بدم معادل (Willow/Gorse) در سیستم درمانی بچ پرتاب می‌کند.

دون‌خوان معتقد بود با تحقیر، ایگو (Self-Importance) می‌شکند تا روح آزاد شود.

واقعیت بالینی: اگر فرد ابزار روانی کافی نداشته باشد، این تحقیر فقط تبدیل به یک شرمِ سمی می‌شود که فرد را در وضعیت من بدم، تو خوبی (استاد) زندانی می‌کند.

۲. تجربه شخصی من و سایه استادم
استاد من با اصرار به دیدن و عدم موفقیت من در این زمینه باعث شد حس بدی به خودم پیدا کنم، این امر نشان‌دهنده یک انحراف در رابطه درمانی یا آموزشی است. در تحلیل رفتار متقابل، اگر استاد از موضع والد سرزنشگر وارد شود و شاگرد را در موضع کودک مطرود قرار دهد، هیچ رشدی اتفاق نمی‌افتد.
در واقع، استادی که شاگرد را تحقیر می‌کند،خودش درگیر وضعیت Holly (من خوب، تو بد) است و دارد خشم یا نیاز به قدرت خودش را تحت پوشش آموزش تخلیه می‌کند.

۳. رنج؛ کاتالیزور یا ویرانگر؟
رنجی که دون‌خوان کشیده بود، برای او تبدیل به معنا شده بود، اما تحمیل آن رنج به دیگری (کارلوس) بدون در نظر گرفتن ظرفیت روانی او، می‌تواند مخرب باشد.

رنج آگاهانه: رنجی است که فرد با مشاهده‌گری از آن عبور می‌کند (رسیدن به مرحله حضور).

رنج تحمیلی: رنجی است که از بیرون می‌آید و فقط لایه‌های دفاعی مغز را ضخیم‌تر می‌کند.

نتیجه‌گیری
حس بدی که استاد به شاگرد منتقل می کند، در واقع بارِ اضافیِ ای است که به اشتباه به دوش شاگرد می افتد. در سیستم درمانی بچ، شاگرد برای عبور از این حس و بازیابی ارزش ذاتی خود، به Pine (برای رهایی از حس گناه و سرزنش خود) یا Larch (برای بازیابی اعتماد به نفس) نیاز دارد تا آن پنجره‌ من بدم چون نمی توانم ببینم که استاد به اشتباه باز کرده است، بسته شود.

حقیقت این است که آگاهی از طریق شفقت و مشاهده بسیار پایدارتر از آگاهی ناشی از تحقیر و درد است.

به نظر شما، آیا اساتیدی که شاگرد را مجبور به کاری می کنند آگاهانه از این روش استفاده می‌کنند یا خودشان هم قربانیِ همان روش آموزشی هستند؟

#دون خوان #کارلوس #مشاهده #آگاهی #تحقیر #شفقت #رنج #آگاهانه #رنج_تحمیلی #والد_سرزنشگر #کودک_مطرود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *