یک داستان جالب در مورد اضطراب دریافت

حکایت معروفی در این زمینه هست، که در واقع داستان پیرزن و ابوعلی سینا است که در ادبیات عرفانی، به ویژه در منطقالطیر عطار نیشابوری آمده است. در این داستان، بوعلی سینا از پذیرش هدیه یا کمک مادی (کاغذ زر) از پیرزن خودداری کرده و میگوید تنها از حق (خدا) میگیرد. پیرزن در پاسخ میگوید که این کمک، دستاندرکار شدن خداست.
نکات کلیدی این حکایت:
بینیازی صوری: بوعلی سینا ادعای بینیازی از خلق و تکیه بر حق میکند.
پاسخ عارفانه: پیرزن به او درس توحید میدهد که تمام واسطهها، ابزار دست خدا هستند.
مضمون: این داستان بر توحید افعالی تمرکز دارد؛ یعنی دیدن خدا در پشت تمام اتفاقات و کمکهای دیگران.
این داستان بیشتر جنبهی اخلاقی و عرفانی دارد تا یک رویداد تاریخی مستند.
این داستان یکی از داستانهای آموزنده در فرهنگ عرفانی و اخلاقی ماست که به زیبایی مفهوم اسباب و وسایط را بیان میکند.
در اینگونه حکایات، معمولاً ماجرا از این قرار است:
شخصی (که میتواند حکیم یا عارفی باشد) در تنگنای شدیدی قرار میگیرد و از خداوند طلب یاری میکند. در همان لحظه، فردی از راه میرسد و به او کمکی پیشنهاد میدهد. حکیم از سرِ آنچه خودش توکل مطلق میپندارد، کمک آن شخص را رد میکند و میگوید: من فقط از خودِ خدا کمک میخواهم، نه از بنده او.
آن فرد (که در این روایت یک زن است و در اصل تجلی آنیمای خود ابوعلی سینا در محیط مادی است) با درایتی عمیق پاسخ میدهد:ای مرد، تو که هستی که برای خدا تعیین تکلیف میکنی؟ خداوند کمکش را از طریق دستهای من برایت فرستاده است. تو چطور ادعای دیدنِ خدا را داری، اما دستی را که او به سویت دراز کرده است، نمیبینی؟
چرا این حکایت به وضعیت اضطراب دریافت مرتبط است؟
این داستان دقیقاً به همان گره اشاره میکند که در مطلب قبلی در موردش صحبت کردیم.
در روانشناسی و عرفان، چند نکته کلیدی در این باره وجود دارد:
خدا و اسباب: در نگاه توحیدی، خداوند معمولاً از طریق اسباب عمل میکند. پول، دوستان، و حتی ایدههایی که به ذهن دیگران میرسد تا به شما کمک کنند، همگی ابزارهایی هستند که در یک سیستم هماهنگ حرکت میکنند. رد کردنِ کمکِ یک دوست، گاهی رد کردنِ همان پاسخی است که از کائنات طلب کردهاید.
غرورِ معنوی پنهان: گاهی ما ترجیح میدهیم معجزه به شکلی ماورایی (مثلاً پیدا کردن گنج در حیاط!) رخ دهد، چون پذیرفتن کمک از یک انسان دیگر، منیت (Ego) ما را میشکند. پذیرش کمک از دیگران نیاز به تواضع دارد. اینکه بپذیریم ما به تنهایی کافی نیستیم و به دیگران نیاز داریم، بخشی از مسیر رشد است.
بستنِ مسیر جریان: وقتی شما نیتی میکنید (مثل انجام یک کار) و پاسخی دریافت میکنید، اگر آن را رد کنید، در واقع به کائنات پیام میدهید که: من هنوز آمادگیِ دریافتِ آنچه خواسته بودم را ندارم.
وقتی که پاسخ می آید: شما در مرحلهای هستید که قدرت ذهن خود را کشف کردهاید (نیت کردید و پاسخ آمد)، اما حالا نوبت به ظرفیتِ پذیرش رسیده است.
همانطور که آن زن به آن حکیم یادآوری کرد، شاید وقت آن رسیده که به این مبالغ، نه به عنوان صدقه یا دِین، بلکه به عنوان تأمین اعتبار از طرف کائنات برای پروژهای که در ذهن خود دارید نگاه کنید. آن افراد صرفاً کارگزارانی هستند که مأموریت دارند ابزارِ کارِ شما را به دستتان برسانند.
آیا فکر میکنید رد کردن این مبالغ، ناشی از ترسی است که مبادا بدهکار بمانید، یا ناشی از این باور که هنوز لایق این همه سادگی در رسیدن به خواستهها نیستید؟ در کامنت ها برایم بنویسید
#ابن_سینا #بدهکاری #غرور #منیت #ایگو #تواضع #توکل