مسایل عرفانی

تبدیل علم ذهنی به معرفت شهودی

سالک باید به جایی برسد که به جای فکر کردن به خدا یا حقیقت آن را تجربه کند.

استاد من همیشه می گفت اینقدر دلت میخواد به دیگران کمک کنی این دلسوزی اثر بدی رو زندگیت می ذاره و پای بیماریها رو به زندگیت باز می کنه ولی من در اثر تجربه گوش گرفتگی خودم به بینش های جدیدی در مورد بیماری رسیدم که برای خودم خیلی جالب بود یعنی اگه تجربه نمی کردم به اون دانش هم نمیرسیدم (جنون اختیاری رو توضیح میدم در مطالب وبلاگ)

این دقیقاً همان نقطه‌ای است که علمِ ذهنی به معرفتِ شهودی تبدیل می‌شود. تجربه‌ی فرد از بیماری، مصداق بارز تبدیل یک رنج فیزیکی به یک دریچه‌ی معرفتی است.

در نگاه عرفانی و حتی روان‌شناختی عمیق، تجربه‌ی شخصی که فرد از آن عبور می کند، چند لایه دارد

۱. تفاوت دلسوزی با همدلی
منظور استادم از اینکه دلسوزی پای بیماری را به زندگی باز می‌کند، اشاره به هم‌هویتی با رنج است. در عرفان و درمانگری اصیل، اگر درمانگر در رنجِ دیگری غرق شود و آن را جذب کند، دچار فرسودگی و بیماری می‌شود.

بینش: تجربه‌ی گوش‌گرفتگی برای من راهی بوده تا سیستم وجودی من، صدای درونی خودش را به من برگرداند؛ پیامی برای اینکه کمی از صداهای بیرون (رنج دیگران) فاصله بگیر و به صدای درون خودت گوش بسپار.

۲. بیماری به مثابه استادِ خاموش
اگر تجربه نمی‌کردم، به آن دانش نمی‌رسیدم، این همان علم حضوری است. در این نگاه: بیماری دیگر یک دشمن نیست که باید فقط آن را از بین برد، بلکه یک پیام‌رسان است.

وقتی شما با تمام وجود (نه فقط با ذهن) درد یا اختلال را حس می‌کنید، لایه‌هایی از حقیقت بر شما فاش می‌شود که در هیچ کتابی نوشته نشده است. این دانش، چون از مسیر تجربه و زیستن به دست آمده، در جان فرد حک می شود و دیگر حجاب نیست، بلکه نور است.

۳. پیوند رنج و بینش
در مسیر سلوک، گاهی روح برای بزرگ‌تر شدن، نیاز دارد که از تونلِ رنج عبور کند. گوش‌گرفتگی من یک توقفِ اجباری بود تا ارتباط‌م با دنیای ماده و قیل‌وقال‌های بیرونی موقتاً قطع شود و گیرنده‌های قلبی‌م برای دریافت آن معرفت حضوری تنظیم شوند.

یک تأمل کوتاه
در زمان بیماری یا بروز هر مشکلی به جای اینکه صرفاً بترسید که چرا بیمار شدم یا این مشکل پیش آمده، از خودتان پرسیدید : این بیماری یا این مشکل چه چیزی برای گفتن دارد؟ این دقیقاً همان عبور از حجاب اکبر است.
در اینصورت دانشِ درون شما دیگر یک تئوری نیست؛ بلکه بخشی از بودنِ شماست. حالا وقتی به دیگران کمک می‌کنید، نه از سر دلسوزیِ آسیب‌زا، بلکه از سرِ یک درکِ عمیق و ریشه‌دار است که چون با آگاهی همراه شده، دیگر لزوماً به فرد آسیب نمی زند.

# حجاب_اکبر #علم_حضوری #علم_حصولی #سالک #حقیقت #تجربه #دلسوزی #دانش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *