روانکاوی

تله‌ بهره‌وری بقا: چرا کارِ بیش از حد، نقابی برای اضطراب است؟

تله‌ بهره‌وری بقا: چرا کارِ بیش از حد، نقابی برای اضطراب است؟

وقتی مدل پیش‌بینی‌کننده‌ مغز به سمت سناریوهای بقا قفل می‌شود، کار بیش از حد (Overworking) ، می‌تواند به عنوان یک استراتژی استنتاج فعال برای کاهش انرژی آزاد (یا همان کاهش اضطراب) عمل کند.

در چارچوب مغز بیزی، چرا کار زیاد، راهی برای مدیریتِ این ناپایداری است:

۱. کار کردن به عنوان یک مکانیسم کنترل
وقتی فرد دچار تروما می‌شود، جهان در نگاه مغز به محیطی غیرقابل پیش‌بینی و تهدیدآمیز تبدیل می‌شود. این یعنی غافلگیری بالاست. کار زیاد، یک ساختارِ زمانی و رفتاریِ بسیار دقیق ایجاد می‌کند.

وقتی فرد غرق در کار است، جهانِ بیرونی تا حد زیادی قابل پیش‌بینی می‌شود (ایمیل‌ها، گزارش‌ها، وظایف مشخص).

مغز با این کار، عدم قطعیت را سرکوب می‌کند. در واقع، فرد با کار بیش از حد، تلاش می‌کند محیطِ پر از تهدیدِ درونی یا بیرونی را با یک محیطِ تحت کنترل جایگزین کند تا خطای پیش‌بینی را به حداقل برساند.

۲. استنتاج فعال برای فرار از دره‌های ترس
همان‌طور که در نظریه‌ی کاتلر و فریستون در مورد تروما خواندیم، تروما مغز را در دره‌های عمیقِ پیش‌بینیِ تهدید قفل می‌کند.

کار کردن یک استنتاج فعال است؛ یعنی فرد با حرکت دادنِ بدن و ذهن خود، سعی می‌کند دنیای بیرونی را به شکلی تغییر دهد که با مدل ذهنی او (که در آن فقط در صورت فعالیت مداوم، امن هستم) همخوانی داشته باشد.

فرد برای اینکه با احساساتِ ناخوشایندِ ناشی از تروما (احساس ناامنی یا بی‌ارزشی) مواجه نشود، تمام انرژیِ آزاد خود را به سمتِ وظایفِ بیرونی کانالیزه می‌کند.

۳. کار به مثابه‌ مسکنِ بیوشیمیایی
کار زیاد باعث ترشح مداومِ دوپامین و آدرنالین می‌شود.

این مواد شیمیایی به طور موقت نویز سیستم عصبی را می‌پوشانند. برای کسی که تروما دیده، سکوت یا آرامش می‌تواند خطرناک باشد، چون در آرامش، پیش‌بینی‌های ناخودآگاهِ مغز مبنی بر تهدید، پررنگ‌تر می‌شوند.

کار کردن یک وضعیتِ پایدارِ مصنوعی ایجاد می‌کند که از ورودِ آن خاطراتِ تروماتیک یا احساساتِ ناامن به سطحِ آگاهی جلوگیری می‌کند.

۴. نقش تروما در بیش‌کاری مردان
اگرچه این مساله در همه جنسیت‌ها مشترک است، اما در مردان، هنجارهای اجتماعی نیز به این استنتاج بیزی سوخت می‌رسانند:

مغزِ تروماتیک که در حالتِ بقایِ هوشیارانه است، کارِ بیش از حد را به عنوانِ بهترین استراتژیِ بیزی برای زنده ماندن تفسیر می‌کند (چون جامعه موفقیت کاری را با امنیت و اقتدار مترادف می‌داند).

فرد به خود می‌گوید: اگر سخت کار کنم، کسی نمی‌تواند به من صدمه بزند، اگر موفق باشم، دیگر بی‌دفاع نیستم. این یعنی مغز، کار را به عنوان تنها مسیرِ کاهشِ غافلگیریِ دردناک کدگذاری کرده است.

پرهیز از سکون: وقتی فرد می‌ایستد یا استراحت می‌کند، صدای خاطرات یا احساساتِ سرکوب‌شده بلندتر می‌شود. فعالیتِ بیش از حد (Hyper-activity) راهی است برای سرکوبِ درد و احساساتِ ناخوشایندی که در سکوت ظاهر می‌شوند.

در نهایت، این وضعیت یک تله‌ است:
هرچه فرد بیشتر کار می‌کند، فراپایداریِ (Metastability) خود را بیشتر از دست می‌دهد. سیستم عصبی دیگر نمی‌تواند بین حالتِ کار/دفاع و حالتِ استراحت/ترمیم جابه‌جا شود.

نقش اسانس‌های گل بچ (Bach Essences) در این وضعیت
گل‌های بچ می‌توانند به آرام کردن این سیستم هشدارِ بیش‌فعال کمک کنند:

  • Oak : برای کسانی که بدون توجه به خستگی، به دلیل حس وظیفه‌شناسیِ افراطی به تلاش ادامه می‌دهند.
  • Mimulus: برای ترس‌های شناخته‌شده از آینده و نگرانی‌هایی که فرد را به سمت کنترل‌گری سوق می‌دهد.
  • Rock Water: برای سخت‌گیریِ بیش از حد با خود و استانداردهای کمال‌گرایانه‌ای که مانع از استراحت می‌شود.

#مغز #کمال‌گرایی #سکون #تروما #درد #دفاع #استراحت #هنجار #مردان #دکتر_بچ #یونگ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *