ایده های جدید

معیار تولید کارما

اگر رنج معیار تولید کارما باشد، ما مدام در حال تولید کارما خواهیم بود؛ اما نکته اصلی در «نیشکاما کارما» (Nishkama Karma)، نه در خودِ رنج یا لذت، بلکه در نوع رابطه ما با نتیجه نهفته است.

۱. تفاوت درد و رنج (Pain vs. Suffering)
در فلسفه‌های شرقی و حتی در روان‌شناسی تحلیلی (مانند نگاه یونگی)، بین درد و رنج تمایز قائل می‌شوند:

درد: یک واقعیت فیزیکی یا روانی است که هنگام انجام کارهای سخت (مثل ورزش سنگین، مطالعه عمیق یا مواجهه با تروما) حس می‌شود.

رنج: زمانی ایجاد می‌شود که ما با آن درد می‌جنگیم یا به نتیجه‌ای غیر از آنچه هست دلبستگی داریم.
کارما از دردِ عمل تولید نمی‌شود، بلکه از تقلا برای رسیدن به یک نتیجه خاص ایجاد می‌شود. وقتی شما کاری را فقط به خاطر وظیفه یا حضور در لحظه انجام می‌دهید، حتی اگر آن کار سخت باشد، دلبستگی وجود ندارد و کارمای جدیدی گره نمی‌خورد. آیا عشق را می خواهی، یا آنچه را که همراه با این اسم شناخته می شود و همراه است؟ اگر شکوفه ها با میوه همراه نباشند، آدم می تواند با عشق هم تعلیم دهد. (کتاب سرخ یونگ)

۲. چرا دایم در کارما قرار می‌گیریم؟
بیشتر انسان‌ها دایم در چرخه کارما هستند، چون ذهن ما عادت کرده است که:

الف. یا برای به دست آوردن پاداش (لذت) حرکت کند.

ب. یا برای فرار از مجازات (رنج) اقدام کند.
هر دوی این‌ها یعنی دلبستگی به نتیجه. وقتی شما می‌گویید این کار رنج دارد، پس نمی‌خواهم انجامش دهم، در واقع به نبودِ رنج دلبسته‌اید. همین دلبستگی است که کارما تولید می‌کند، نه خودِ آن کارِ سخت.

۳. راه حل: عمل به مثابه تجلی، نه معامله
در مقاله‌ای که در نوبت قبلی نوشتم، اشاره کرم که خداوند عالم را خلق کرد چون دوست داشت دیده شود. این یک عملِ بدونِ نیاز است.

در نیشکاما کارما، فرد تشویق می‌شود که مثل خورشید عمل کند؛ خورشید می‌تابد چون ماهیتش تابیدن است، نه به این دلیل که گیاهان از او تشکر کنند یا او را بستایند.

اگر شما کار درمانگری می‌کنید، اگر این کار را به عنوان تجلیِ حضورِ بالینی خود انجام دهید، کارمایی تولید نمی‌شود. اما اگر دلبسته باشید که مراجع حتماً در این جلسه خوب شود تا شما احساس قدرت کنید، آن وقت دلبستگی ایجاد شده است.

۴. پیوند با روش باخ و تروما
در درمان تروما، مراجع اغلب به دلیل ترس از رنجِ دوباره از بازپردازش خاطره فرار می‌کند. این همان دلبستگی به امنیت کاذب است که فرد را در وضعیت کارمای تروما (تکرار چرخه رنج) نگه می‌دارد.
استفاده از عصاره‌هایی مثل Wild Oat برای پیدا کردن مسیر یا Star of Bethlehem برای رهایی از شوک، در واقع ابزارهایی هستند که به فرد کمک می‌کنند تا دلبستگی به رنجِ گذشته را رها کند و بتواند بدون ترس، به عملِ اصیل در زندگی برگردد.

نتیجه‌گیری:
ما زمانی از کارما رها می‌شویم که یاد بگیریم با رنجِ انجامِ کار، آشتی کنیم. اگر کار را به خاطر درستیِ خودِ آن کار انجام دهیم (بدون نگاه به پاداش یا ترس از سختی)، آن عمل تبدیل به کنشِ مقدس می‌شود که هیچ زنجیری به پای روح نمی‌بندد.

مریم مرادی: پژوهشگر و درمانگر روش درمانی بچ. یونگ

#کارما #تجلی #مراجع #درمان_بچ #دلبستگی #رنج #یونگ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *