روانکاوی- ناخودآگاه

اضطرابِ شدید و فلج‌کننده در مدل‌هایِ تحلیلیِ یونگی

نکته ظریفی در تشخیص افتراقیِ ریشه‌های روان‌شناختی است. دلیل اینکه اضطرابِ شدید و فلج‌کننده در مدل‌هایِ تحلیلیِ یونگی اغلب به عقدهٔ پدر منفی نسبت داده می‌شود، به نوعِ مواجههٔ فرد با قانون، اقتدار و دنیایِ بیرون برمی‌گردد.

چرا این تفکیک برای مشاوره و درمان ضروری است:

۱. ماهیت اضطراب در عقدهٔ پدر منفی (اضطرابِ ساختاری)
پدر در روان‌شناسی نماد قانون، نظم، قضاوت و جایگاه اجتماعی است. وقتی این عقده منفی می‌شود، فرد با دنیای بیرون دچار مشکل می‌شود.

ترس از قضاوت و جریمه: اضطراب در اینجا از جنسِ ترس از اشتباه کردن است. فرد مدام نگران است که نکند کافی نباشد یا توسط یک قدرتِ برتر (رئیس، جامعه، قانون) تنبیه شود.

گسست ذهنی (تحلیلِ بیش از حد): همان‌طور که در مطالب قبلی گفتیم، این افراد در سر زندگی می‌کنند. ذهن آن‌ها مدام در حال تولید سناریوهای ترسناک از آینده است. این اضطراب، اضطرابِ پیش‌بینی است.

فلجِ عملیاتی: چون فرد ریشه‌اش (اتصال به زمین/مغز خزنده) قطع شده، نمی‌تواند در دنیای واقعی قدم بگذارد و در برج عاجِ افکارِ خام خود زندانی می‌شود.

۲. ماهیت اضطراب در عقدهٔ مادر منفی (اضطرابِ وجودی)
مادر در روان‌شناسی نماد بدن، امنیتِ درونی، پذیرش و بقایِ بیولوژیک است. اضطراب در اینجا از جنسِ فقدان و نابود شدن است.

ترس از بلعیده شدن یا طرد شدن: اضطرابِ مادرانه مربوط به روابطِ نزدیک است. فرد می‌ترسد که اگر خودش باشد، رها شود یا در دیگری حل شود.

انجمادِ عاطفی: این اضطراب معمولاً به شکلِ کرختی یا انجماد در شکم (مغز پستانداری) بروز می‌کند. فرد به جای سناریوسازیِ ذهنی، دچار یک هراسِ بدنیِ گنگ می‌شود که نمی‌تواند آن را توصیف کند.

بی‌پناهی: این اضطراب شبیه به ترسِ یک کودکِ گم‌شده است، در حالی که اضطرابِ پدر منفی شبیه به ترسِ یک کارمند از اخراج شدن یا یک دانش‌آموز از رد شدن در امتحان است.

ستون آگاهی

عقدهٔ مادر منفی: فرد را در باتلاقِ احساسات غرق می‌کند (فرد بیش از حد حس می‌کند).

عقدهٔ پدر منفی: فرد را از ریشه‌های زمین جدا کرده و به طوفانِ ذهنی می‌برد (فرد بیش از حد فکر می‌کند).

بنابراین، وقتی مراجعی می‌گوید: می‌ترسم در آینده چه اتفاقی بیفتد یا نکند قضاوت شوم، ما با پدر منفی طرف هستیم. اما وقتی می‌گوید: احساس می‌کنم در حال نابود شدن هستم یا حس می‌کنم هیچ‌کس مرا نمی‌بیند، ریشه در مادر منفی دارد.

در واقع، پدر منفی امنیتِ اجتماعی و عملکردی را می‌گیرد، اما مادر منفی امنیتِ وجودی و بدنی را. می‌دانیم که زبان، جوانهٔ قلب است، پدر منفی کسی است که اجازه نمی‌دهد این جوانه رشد کند چون مدام با تیغِ نقد و تحلیل آن را می‌زند.

آیا در مراجعین‌تان مواردی داشته‌اید که اضطرابشان نه از جنس فکر و خیال، بلکه از جنس دردِ فیزیکیِ بی‌دلیل در شکم باشد؟ (که نشان‌دهنده غلبهٔ عقده مادر است). لطفا در کامنت ها برایم بنویسید.

#هراس #بقا #عقده #پدر #مادر #ذهن #دکتر_بچ #قضاوت #شرم #اضطراب #شکم #درد #احساسات #غرقگی #تحلیل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *