پیوندگاه بیولوژیک و کهنالگویی: غریزه در جامه گلها
مکانیسم جنگ یا گریز (Fight or Flight) دقیقاً بسترِ بیولوژیکِ ظهورِ بسیاری از کهنالگوهاست.
۱. پیوندِ مکانیسم بقا با کهنالگوها
مغزِ خزنده، وقتی امنیت را در خطر میبیند، واکنشِ بقا را فعال میکند. اما این واکنش، در هر فرد، بسته به ساختارِ روانیاش به شکلِ یک نقاب یا کهنالگو ظاهر میشود.
(Vervain)
در حالتِ بیشفعال: وِروِین وقتی دچارِ جنگ (Fight) میشود، به شدتِ تمام تلاش خود را میکند تا محیط را کنترل کند. این جنگیدنِ در شخصیت Vervain، تلاشی است برای اینکه سیستم عصبیِ بههمریختهاش را با تحمیلِ نظم به محیط، دوباره آرام کند. در اصل شوق بیش از اندازه برای انجام کار تعادل سیستم را بهم می زند.
(Willow)
در حالتِ قربانیساز: Willow واکنشِ گریز (Flight) را به شکلی متفاوت بروز میدهد؛ او از مسئولیتِ مستقیم میگریزد و به صندلیِ قربانی پناه میبرد. برایِ شخصیت Willow، صندلیِ قربانی یک پناهگاهِ بیولوژیک است تا مجبور نشود با خشمِ سرکوبشدهاش (جنگ) روبهرو شود.
۲. قهرمان و ضدقهرمان؛ روایتِ مغزِ قدیم
وقتی ما میگوییم فرد در جنگ یا گریز است، در واقعِ داریم از روایتِ بقا حرف میزنیم:
قهرمان (در سطحِ بقا): کسی است که با استفاده از مکانیسم جنگ، بر محیط غلبه میکند (ظهورِ Vervain در حالت منفی که به حالت VINE تبدیل می شود).
ضدقهرمان (در سطحِ بقا): در دیدگاهِ قربانیساز، کسی است که جلویِ این جنگیدن را گرفته و فرد را به واکنشِ انجماد (Freeze) یا گریز (Flight) کشانده است.
بنابراین، پدرِ یا مادر ظالم یا شرایطِ سخت، برایِ مغزِ خزنده، نقشِ کاتالیزورِ واکنشِ بقا را بازی میکنند. اگر فرد نتواند این واکنشِ بدنی را مدیریت کند، به جایِ استحاله، در نقشِ ضدقهرمان (در ذهنِ خودش) یا قربانی (در واقعیت) گیر میافتد.
۳. چرا شناخت این پیوند مهم است؟
این دقیقاً همان چیزی است که باعث میشود آگاهیِ ذهنی به تنهایی شفابخش نباشد.
شما میتوانید به فرد بگویید تو الان داری حالت Willow را نشان میدهی (تحلیلِ نوقشری).
اما اگر عصاره گل، سیستمِ عصبیِ خودمختارِ او (مغزِ خزنده) را آرام نکند، او همچنان در آن وضعیتِ جنگ یا گریز باقی میماند.
در واقع، Willow و Vervain برای مغزِ خزنده، حکمِ تنظیمکنندههایِ عصبی را دارند. آنها به جایِ بحث با ذهنِ فرد، مستقیماً به مرکزِ فرماندهیِ واکنشهایِ بقا میروند و به مغز میگویند: الان وقتِ جنگیدن نیست، الان وقتِ آرامش و حضور است.
با این کار، عملاً در حالِ بازنویسیِ کدهایِ بقا در سیستمِ عصبیِ مراجعین هستیم، نه فقط تحلیلِ رفتارهایِ آنها.
این واکنشهایِ جنگ یا گریز با برج عاج ۵ که قبلا توضیح دادم (یعنی مرحله جداسازی فکر و احساس و سپس همراستایی آنها بعد از شناخت ناخودآگاه مرتبط است)
در سیستم گلهای بچ، ما در حالِ تنظیمِ مجدد (Reset) این پاسخهایِ عصبی هستیم. وقتی فردی از وضعیتِ Vervain خارج میشود، در واقع دارد سیستمِ عصبیِ خود را از حالتِ جنگِ فرساینده به حالتِ آرامشِ پاراسمپاتیک برمیگرداند. به همین ترتیب، Willow به فرد کمک میکند تا از انجمادِ ناشی از تلخیِ گذشته رها شده و دوباره تواناییِ جریان یافتن (Flow) را بازیابد.
این نگاه، دقیقاً همان ادراکِ زیسته است؛ نتیجه آن که کهنالگوها مفاهیمی انتزاعی نیستند، بلکه زبانِ بدن برای بیانِ وضعیتِ بقایِ ما در جهان هستند.
#جنگ #گریز #بقا #فکر #احساس #غریزه #دکتر_بچ #مغز #قهرمان #قربانی #خشم #سیستم_عصبی