وبلاگ
گلهای باخ(بچ) چگونه فرایند درونی شدن و مواجهه با سایهها در مسیر تفرد را کاتالیز میکنند؟

گلهای باخ به عنوان مکمل و کاتالیزوری برای دیدگاه یونگ عمل میکنند و مسیر تاریک و لغزنده «فرایند تفرد» را هموار میسازند؛ به طوری که نقش «چراغ قوه» و «عصا» در این مسیر را ایفا میکنند. دکتر ادوارد باخ نیز مانند یونگ معتقد بود که بیماری جسمی نتیجه ناهماهنگی میان روح و شخصیت است.
در مسیر تفرد و در نیمه دوم عمر، هدف اصلی بازگشت به «درون»، برداشتن نقابها، ملاقات با سایهها و اتصال به «خویشتن» است. گلهای باخ به طرق زیر به کاتالیز این فرایند درونی شدن و مواجهه با سایهها کمک میکنند:
۱. کاتالیز فرایند درونی شدن با شکستن «پرسونا»
فرآیند درونی شدن نیاز به تغییر جهت انرژی روانی از جهان بیرون به جهان درون دارد. این امر مستلزم رها کردن «نقاب اجتماعی» (پرسونا) است، که بسیاری از افراد در میانسالی از رها کردن آن میترسند.
• آمادهسازی برای گذار: رمدیهایی مانند Walnut به فرد کمک میکنند تا بند نافِ وابستگیهای قدیمی را قطع کند و بدون ترس وارد مرحله جدید زندگی شود. این گل به عنوان “محافظِ دوران گذار” عمل میکند و شکستن پوسته سختِ هویت اجتماعی را تسهیل میکند.
۲. تسهیل مواجهه با سایهها و احساسات سرکوبشده
در نیمه دوم عمر، سایهها—شامل خشمها، حسرتها و ترسهای پنهان شده—بالا میآیند. نادیده گرفتن ندای روان برای درونی شدن، باعث میشود انرژی روانی که باید صرف رشد معنوی شود، علیه فرد شورش کرده و به صورت بیماریهای روانتنی (مانند مشکلات کبدی یا معده) ظاهر شود.
• آزادسازی گرههای هیجانی: رمدیها به آزادسازی این گرههای هیجانی سرکوبشده کمک میکنند. برای مثال، کسی که تمام عمر خشمش را سرکوب کرده تا “فرد خوبی” باشد، میتواند از رمدیهایی مانند Holly یا Willow استفاده کند تا این گرهها آزاد شوند.
• پذیرش ضعف: این گلها به افرادی که نقاب “قوی بودن” زدهاند (مانند Oak) اجازه میدهند که ضعفهایشان را بپذیرند، در نتیجه فرسودگی جسمی ناشی از تداوم این نقش از بین میرود.
۳. کمک به یافتن رسالت حقیقی (معنا)
بخشی حیاتی از تفرد، پیدا کردن معنای عمیق زندگی و رسالت روح است. بسیاری از افراد در میانسالی دچار حس پوچی میشوند.
• جهتیابی درونی: رمدی Wild Oat به فرد کمک میکند تا مسیر منحصربهفرد و رسالت حقیقی روحش را پیدا کند، نه آن مسیری که جامعه به او تحمیل کرده است.
نکته کلیدی این است که استفاده از قطرههای باخ به تنهایی کافی نیست؛ بلکه آگاهی شرط اول درمان است. یک درمانگر که با نگاه یونگی آشناست، گرههای ناخودآگاه را شناسایی میکند و رمدی مناسب، ارتعاش لازم را به سیستم انرژی بدن وارد میکند تا آن گرهها باز شوند6. سلامتی حقیقی، یعنی برقراری صلح میان شخصیتی که فرد هست و روحی که باید میشد.
——————————————————————————–
تشبیه: اگر فرایند تفرد را مانند یک سفر طولانی در یک جنگل انبوه در نظر بگیریم، روانشناسی یونگ «نقشه» مسیر است که به ما میگوید مقصد نهایی کجاست و چه موانعی (مانند سایهها و پرسونا) در راه وجود دارند. در این تمثیل، گلهای باخ مانند «سوخت هواپیما» یا «قایقهای نجات» عمل نمیکنند؛ بلکه آنها «روغنکاری» برای مکانیزم درونی شما هستند تا چرخهای ماشین (شخصیت) بتوانند بدون اصطکاک و لرزشهای شدید (بیماریهای روانتنی)، با نقشه (روح) هماهنگ شوند.
https://shorturl.fm/pe7UF