تری گرام

خارج شدن از تعادل در تری گرام

وقتی از مرکز تعادل خارج می‌شویم، فقط به سمت مادرانگی سمی نمی‌رویم؛ بلکه بسته به اینکه کدام تری‌گرم در ما غلبه کرده باشد، بدن و روان ما به شکل‌های متفاوتی فریاد می‌زنند.


۱. خروج از تعادل به سمت کمال‌گراییِ خشک (غلبه‌ی چی‌ین ☰)
زمانی که می‌خواهید همه چیز را صددرصد کنترل کنید و هیچ انعطافی ندارید.
در بدن: یبوست، دردهای مزمن در ستون فقرات (انگار یک چوب خشک در کمرتان است) و دندان‌قروچه در شب.
در روان: قضاوتگری شدید نسبت به خود و دیگران. شما تیز می‌شوید و دیگران از نزدیکی به شما می‌ترسند چون مثل آسمانِ بی‌ابر، سوزان و سخت هستید.


۲. خروج از تعادل به سمت ترس و انجماد (غلبه‌ی کان ☵)
زمانی که مشکلات شما را می‌بلعند و در آب‌های عمیق استرس غرق می‌شوید.
در بدن: تکرر ادرار، سردیِ همیشگی دست و پا، و گود افتادن زیر چشم‌ها. (در طب چینی این‌ها نشانه‌ تخلیه انرژی کلیه یا همان تری‌گرم آب است).
در روان: پارانویا و بدبینی. احساس می‌کنید در هر گوشه‌ای خطری کمین کرده است. این یعنی رعد شما خاموش شده و در چاله گیر کرده‌اید.


۳. خروج از تعادل به سمت خشمِ انفجاری (غلبه‌ی جـِن ☳)
زمانی که انرژیِ حرکت (رعد) راهی برای خروج پیدا نمی‌کند و در بدن می‌ماند.
در بدن: میگرن‌های ضربان‌دار (انگار رعد در سرتان می‌زند)، فشار خون بالا و تیک‌های عصبی در چشم یا صورت.
در روان: بی‌صبریِ مفرط. می‌خواهید همین حالا همه چیز تغییر کند و اگر نشود، منفجر می‌شوید. این انرژیِ رعدی است که به جای بارور کردن زمین، دارد آن را می‌سوزاند.


۴. خروج از تعادل به سمت پراکندگی و پوچی (غلبه‌ی تویی ☱)
زمانی که شادیِ دریاچه تبدیل به سطحی‌نگری و فرار از واقعیت می‌شود.
در بدن: مشکلات تنفسی یا حساسیت‌های پوستی. انگار مرزِ بدن شما با دنیا (پوست) ضعیف شده است.
در روان: پرحرفیِ عصبی. صحبت کردن درباره‌ همه چیز برای اینکه با سکوتِ درونی روبرو نشوید. دریاچه آنقدر کم‌عمق شده که فقط لجن‌هایش پیداست.


۵. خروج از تعادل به سمت انزوا و افسردگی (غلبه‌ی کـِن ☶)
زمانی که ایستادگیِ کوه تبدیل به دیوار کشیدن دور خود می‌شود.
در بدن: احساس سنگینی مفرط در پاها (انگار در گل راه می‌روید) و کاهش سوخت‌وساز بدن.
در روان: ناامیدی و حسِ اینکه هیچ چیز هرگز تغییر نخواهد کرد. کوه در اینجا به جای اینکه پناهگاه باشد، تبدیل به زندان شده است.

۶. خروج از تعادل به سمت مادرانگی سمی/بلعنده (غلبه‌ی کون ☷)
زمانی که هویت خود را کاملاً در خدمت به دیگران حل می‌کنید و با بیش‌حمایتی، اجازه رشد به کسی نمی‌دهید.
در بدن: سنگینی مفرط در ناحیه شکم و لگن، مشکلات گوارشی مربوط به هضم (انگار غصه‌های دیگران را بلعیده‌اید و هضم نمی‌شوند)، و گرفتگی در عضلات کول و گردن (به دلیل حمل کردنِ بارِ زندگیِ دیگران روی شانه‌های خودتان).
در روان: ایجاد حس گناه در دیگران (من عمرم را به پای شما ریختم). شما تبدیل به زمینی می‌شوید که آنقدر نمناک و نرم است که هر کسی روی آن پا بگذارد، در آن فرو می‌رود و غرق می‌شود. در این حالت، شما نه از روی عشق، بلکه از روی ترسِ از دست دادن، دیگران را به خود وابسته (زنجیر) می‌کنید.


یک نکته ظریف برای مقایسه:
اگر در کمال‌گرایی (چی‌ین)، شما دیگران را با تیزی می‌رانید، در مادرانگی سمی (کون)، دیگران را با چسبندگی خفه می‌کنید.
دقت کرده‌اید که وقتی در نقش مادر فداکار فرو می‌رویم، چقدر برایمان سخت می‌شود که به دیگران اجازه بدهیم اشتباه کنند یا زمین بخورند؟


نکته‌ کلیدی:
هر کدام از این‌ها نشان‌دهنده‌ این است که یک خطِ یانگ یا خطِ یین در جای اشتباهی قرار گرفته است.
هیچ‌کدام از این توصیف‌ها (مثلاً انجمادِ آب یا خشکیِ کمال‌گرایی) با تجربه‌ شما همخوانی دارد؟ کدام‌یک؟ لطفا در بخش کامنت ها بنویسید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *