ایده های عرفانی

رسیدن به حقیقت خرد (سوفیا) بدون زمان نمادین غیر ممکن است.

سهروردی و کربن معتقدند که حقیقتِ سوفیا فراتر از قالب‌های منطقی و کلمات معمولی است.


۱. نماد، پلی میان دو عالم (برزخ)
از نظر کربن، کلمات معمولی برای توصیف اشیاء مادی (مثل میز و صندلی) یا مفاهیم انتزاعی (مثل ۲+۲) ساخته شده‌اند. اما خرد ناب نه یک جسم است و نه یک فرمول ریاضی.
نماد (Symbol) برخلاف نشانه (Sign)، فقط به یک چیز اشاره نمی‌کند، بلکه خودش حضورِ آن حقیقت است در سطحی پایین‌تر.
زبان نمادین تنها راهی است که می‌تواند امر بیکران را در امر کران‌مند (ذهن ما) جای دهد بدون آنکه آن را ویران کند.


۲. واقعه درونی به جای گزارش بیرونی
در منطق و فلسفه رسمی، شما درباره‌ی یک چیز اطلاعات کسب می‌کنید (مثلاً می‌دانید سوفیا یعنی چه). اما در زبان نمادین سهروردی: شما اطلاعات نمی‌گیرید، بلکه دچار واقعه (Event) می‌شوید.
وقتی سهروردی از آواز پر جبرئیل می‌گوید، او نمی‌خواهد یک فکت علمی بدهد؛ او می‌خواهد در خیال شما تصویری بسازد که باعث دگرگونی روحی شود. نماد، کلیدی است که قفلِ شهود را باز می‌کند، نه قفلِ استدلال را.


۳. حفاظت از حقیقت (رازآمیزی)
سوفیا یا خرد ناب، یک راز (Mystery) است، نه یک مساله (Problem). مساله حل می‌شود و تمام می‌شود، اما راز هر چه بیشتر شناخته شود، عمیق‌تر می‌شود.
زبان نمادین از ابتذالِ حقیقت جلوگیری می‌کند. این زبان اجازه نمی‌دهد خرد الهی در حد یک تعریف لغوی در واژه‌نامه‌ها سقوط کند.
به تعبیر هانری کربن، زبان نمادین برای روح مانند بال است؛ در حالی که زبان استدلالی مانند عصاست. برای رسیدن به سوفیا، باید پرواز کرد، نه اینکه قدم برداشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *