وبلاگ
ما همان قطره شبنمیم: کیمیاگری زمین و آسمان

آیا تا به حال به یک قطره شبنم نگاه کردهاید و متوجه شدهاید که این بهترین استعاره برای وجود انسان است؟ خرد باستان به ما میگوید شبنم نقطه تلاقی مقدس آسمان و زمین است. جایی که روح با ماده دیدار میکند. در زندگی مدرن و مشاغلمان، ما دقیقاً همان هستیم؛ تلاش برای ایجاد تعادل بین اهداف “زمینی” و ارزشهای “آسمانی”. این مطلب را نوشتم تا بررسی کنم چگونه فلسفه شمنهای باستان و دکتر باخ میتواند به ما درباره رهبری، شفافیت و استوار بودن بیاموزد. لحظهای وقت بگذارید و این متن را بخوانید. شاید نگاهتان را به روز کاریتان تغییر دهد.)
درسری قبل راز باستانی شمن ها رو متوجه شدیم و در این قسمت ارتباط این دو موضوع رو که با روح جمعی و روح فردی یونگ هماهنگ هست بررسی می کنیم.
وقتی در گرگومیش سحرگاه، پیش از آنکه خورشید کاملاً طلوع کند، قدم به باغی میگذارید، جهان اغلب پوشیده از دانههای شفاف و لرزان شبنم است. برای نگاه مدرن، این صرفاً میعان است؛ کار فیزیک. اما برای شمنها و درمانگران باستان، این قطرات جواهراتی مقدس بودند. آنها باور داشتند شبنم تنها آب نیست، بلکه «آبِ زنده» است که جوهر و روح گیاه را حمل میکند.
آنها این لحظه را «تولد نور» مینامیدند.
آنها معتقد بودند در سپیدهدم، هنگامی که زمین از خواب بیدار میشود، موجی تازه از انرژی حیاتی (چی یا پرانا) در جهان جاری میشود. شبنمی که در این لحظه دقیق بر روی گلی مینشیند، آن انرژی کیهانی را در خالصترین شکلش جذب میکند. این پیوندی کامل میان آسمان (بخار) و زمین (گل) است.
شگفتانگیز است که بدانیم دکتر ادوارد باخ، خالق سیستم درمانی عصارههای گل، در قرن بیستم دقیقاً به همین خرد باستانی دست یافت. او با مشاهدهای عمیق دریافت که انرژی شفابخش گل زمانی در اوج است که با شبنم صبحگاهی و اولین پرتوهای خورشید لمس شده باشد. روش معروف او، «روش خورشیدی»، در واقع راهی برای بازآفرینی همین کیمیاگری طبیعی بود؛ استفاده از آب خالص برای نگه داشتن حافظه و ارتعاش روح گیاه.
اما این چه ارتباطی به ما دارد؟
اگر دقیقتر نگاه کنیم، میبینیم که ما تفاوت زیادی با آن قطره شبنم نداریم. ما نیز یک نقطه تلاقی هستیم.
درست همانطور که شبنم روی گلبرگ نشسته و آسمان را بازتاب میدهد، ما نیز با پاهایی استوار بر زمین ایستادهایم (واقعیت فیزیکی، کار، روزمرگیها) در حالی که ذهن و روحمان به سوی آسمان کشیده شده است (آگاهی، ارزشها، رویاها).
ما ظرفی هستیم که در آن جهان مادی با جهان معنوی دیدار میکند.
اگر این تشبیه را بپذیریم، نگاه ما به حضورمان در جهان و محیط کار تغییر میکند. مانند قطره شبنم، شفافیت ما اهمیت دارد. قطرهای گلآلود نمیتواند نور خورشید را بازتاب دهد؛ به همین ترتیب، ذهنی که با ایگو یا منفیبافی تیره شده، نمیتواند بازتابدهنده بینش حقیقی یا رهبری درست باشد.
ما اینجا هستیم تا ارتعاشی را نگه داریم. در هر جلسه، هر تعامل و هر تصمیم، ما درست مانند آبی که حافظه گل را نگه میدارد، در حال انتقال انرژی هستیم. سوال اینجاست: ما چه نوع انرژیای را حمل میکنیم؟ آیا حامل انرژی سنگین و راکد استرس هستیم، یا انرژی تازه و حیاتی سپیدهدم؟
دفعه بعد که زیر فشارِ بخش «زمینی» زندگیتان (مهلتهای کاری و فشارها) احساس سنگینی کردید، بخش «آسمانی» وجودتان را به یاد بیاورید. شما پل میان این دو هستید. شما کیمیاگرید.
به خود اجازه دهید آنقدر شفاف باشید که نور از میانتان بتابد. هرچه باشد، خرد باستان تنها در باغها نیست؛ بلکه درون شماست.
PersonalDevelopment #Mindfulness #DrBach #AncientWisdom #Leadership #ConsciousLiving
#خودشناسی #توسعه_فردی #آگاهی #ذهن_آگاهی #معنویت #بیدار_سازی_درون #روانشناسی_یونگ #مدیتیشن #آرامش_درون #سبک_زندگی_سالم